.jpg)
اين شهيد بزرگوار در كنار كسب علوم ديني به اتفاق چند تن از دوستانش در مسجد محل، انجمن ديني و خيريه، هيأت حضرت رقيه (ع)، كلاسهاي آموزش قرآن و صندوق قرضالحسنه را پايهگذاري كرد و عملاً مسؤوليت ارشاد دوستان همسن و سال خود را به عهده گرفت و قرآن و مسايل سياسي روز را به آنها تعليم ميداد، كه به تدريج همين محافل دوستانه به جلسات مخفي تبديل گرديد.
.jpg)
اين شهيد بزرگوار كه همواره در ميدان جهاد حاضر بود، يار و ياور رزمندگان اسلام به شمار ميرفت. تكليف ديني در نزد او بر همه چيز مقدم بود. بصيرت و آگاهي او در آن شرايط سخت، گرهگشا بود، اخلاص و تقواي او اميد را در دلها زنده ميكرد و تبسمش يأس و نوميدي آنان را ميزدود. او حقيقتاً در بسياري از صحنهها پيشتاز بود. دلسوزي، ايمان و علاقهاش به حضرت امام (ره) و انقلاب، او را پذيراي همهي سختيها كرده بود.
.jpg)
سرانجام همانطور كه در شب دوم عمليات بزرگ كربلاي 5 به دوستان گفته بود: «من در اين عمليات اجر خودم را از خدا ميگيرم.» هنگامي كه در تاريخ 9/11/65 سحرگاهان، آن زمان كه دلباختگان جمال محبوب، براي مناجات با خداي خويش مهيا ميشوند، وعدهي الهي تحقق يافت و در منطقهي عملياتي كربلاي 5، از ناحيهي سر مورد اصابت تركش قرار گرفت و بعد از سه روز در 12 بهمن (مطابق با دوم جماديالثاني كه مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (ع) بود) به ديدار معبود و مهماني اولياي خدا شتافت و به آرزوي ديرينهي خود نايل گرد
.jpg)
ايشان با پيروزي انقلاب اسلامي، جهت ادامهي تحصيل به حوزهي علميهي قم رفت و از محضر اساتيد بزرگوار كسب علم كرد. سپس در كنار دوست ديرينهاش روحاني شهيد، «مصطفي ردانيپور» و براي ياري رساندن به اين نهضت الهي، مدتي را در كردستان گذراند و از آنجا به دنبال تشكيل سپاه در ياسوج، به آن شهر عزيمت كرد، تا در كنار عزيزان پاسدار به سازماندهي و ارشاد عشاير محروم بپردازد.

از آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران اسلامي شهيد ميثمي جنگ را يك نعمت بزرگ و يك سفرهي گستردهي الهي ميدانست ومعتقد بود هركس بيشتر بتواند در جنگ شركت كند، از اين سفرهي الهي بيشتر بهره برده است. لذا در بسياري از صحنهها و مناطق عملياتي حضور فعال داشت و يكي از آنها (تپههاي شهيد صدر)، برادرش در مقابل چشمانش به شهادت رسيد.
.jpg)
شهيد حجت الاسلام «عبدالله ميثمي» 12خرداد سال1334 در اصفهان چشم به جهان گشود.
در نوجواني وارد حوزه علميه اصفهان و از آنجا راهي قم شد. به دليل مبارزه با رژيم پهلوي سر از زندان قصر تهران درآورد. براي آن كه اذيتش كنند، با يك كمونيست هم سلولي اش كردند.
بعد از آزادي براي مبارزه و تبليغ راهي شهركرد شد. جنگ شد. ازدواج كرده بود اما به قول خودش زندگي او جبهه بود.
سال 1334 ه. ش در خانوادهای مؤمن در شهر اصفهان متولد شد. تولد او مصادف با شب ولادت حضرت امیرالمؤمنین (ع) بود. پدرش برای نامگذاری او به قرآن تفأل نموده بود، نام او را عبدالله گذاشت. ( بر مبنای آیهی 32 از سورهی مریم )
عبدالله دوران کودکی و نوجوانی را در دامان پاک پدر و مادر خود سپری کرد. وی در دورهی دبیرستان، همزمان با تحصیل، در کنار پدرش به کار پرداخت. از نوجوانی شور و علاقهی خاصی به مسایل مذهبی و ترویج و تبلیغ علوم الهی داشت و شاید همین انگیزه او را در مسیر فراگیری دروس حوزوی و ورود به سلک روحانیت و طلبگی قرار داد.
ال 1334 ه. ش در خانوادهای مؤمن در شهر اصفهان متولد شد. تولد او مصادف با شب ولادت حضرت امیرالمؤمنین (ع) بود. پدرش برای نامگذاری او به قرآن تفأل نموده بود، نام او را عبدالله گذاشت. ( بر مبنای آیهی 32 از سورهی مریم )

